X
تبلیغات

همای رحمــت
درس‌هایی برای زندگی از سیره و فرمایشات امیرالمومنین علی(ع)

ابوتراب به معناى پدر خاک، یا دمساز خاک، یا پدر و رئیس خاکیان است.

شاعر بزرگ، شیخ کاظم ازرى رحمه الله گوید:

لم تکن هذه العناصر الا

من هیولاه حیث کان أباها

این عناصر(چهارگانه) از ماده او به وجود آمده‏اند، زیرا که او پدر عناصر است.

شاعر توانا عبد الباقى افندى مصرى رحمه الله گوید:

یا أبا الاوصیاء انت لطه

صهره و ابن عمه و اخوه

ان الله فى معانیک سرا

اکثر العالمین ما علموه

انت ثانى الآباء فى منتهى الدور

و آباؤه تعد بنوه

اى پدر اوصیا، تو داماد عموزاده و برادر طاها(پیامبر خدا) هستى

خدا را در وجود تو اسرارى است که بیشتر مردم عالم نمى‏دانند

تو در آخر دایره وجود(در قوس صعود) آن دومین پدر هستى که پدرانش فرزندان او به حساب مى‏آیند.

شیخ علاء الدین سکتوارى در محاضرة الأوائل(ص 113)گوید: نخستین کسى که به کنیه «ابوتراب» نامیده شد على بن ابى طالب است،این کنیه را رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم، به او داد آنگاه که دید او بر روى زمین خوابیده و خاک بر پهلوى او نشسته است، از روى لطف و مهربانى به او فرمود: برخیز اى ابوتراب. و این محبوبترین القاب او به شمار مى‏رفت، و از آن پس، به برکت نفس محمدى این کرامتى براى او گردید، زیرا خاک خبرهاى گذشته و آینده تا روز قیامت را براى او باز مى‏گفت.

عبایة بن ربعى گوید: به عبدالله بن عباس گفتم: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از چه رو على علیه السلام را ابوتراب نامید؟ گفت: از آن رو که على علیه السلام صاحب زمین و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خداست، و بقاى زمین و آرامش آن به اوست، و از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم مى‌فرمود: چون روز قیامت شود و شخص کافر پاداش و نزدیکى و کرامتى را که خداى متعال براى شیعیان على آماده نموده ببیند گوید: «اى کاش من ترابى بودم» یعنى کاش از شیعیان على(ابوتراب) بودم، و این است معناى این آیه که کافر گوید: کاش من تراب(خاک) بودم.

علامه مجلسى رحمه الله در بیان این جمله گوید: ممکن است ذکر آیه در اینجا براى بیان علت دیگرى در نامگذارى آن حضرت به ابوتراب باشد، زیرا شیعیان او به جهت تذلل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمان‌هاى حضرتش تراب نامیده شدند، چنان‌که در آیه کریمه آمده، و چون آن حضرت صاحب و پیشوا و زمامدار آنهاست، ابوتراب نام گرفته است.

[ 1392/02/16 ] [ 13:44 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

دل خورشید محک داشت؟ نداشت!

یا به او آینه شک داشت؟ نداشت!

آسمانی که فلک می‌بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت!

غیر دیوار و در و آوارش، شانه‌ی وحی کمک داشت؟ نداشت!

مردم شهر به هم می‌گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت!

شب شد و آینه‌ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت!

تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره‌ی یاس کتک داشت؟ نداشت! نداشت! نداشت! ...

[ 1392/01/26 ] [ 08:24 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره‌ی چون ماه تو می‌باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینــه گذشت

سال نو با طرب و غلغله و شوق دمید

سال نو مبارک

[ 1392/01/12 ] [ 16:23 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (1) ]

آن حضرت را یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین نامیده‏اند، زیرا یعسوب ملکه زنبوران عسل است که از همه قوى‏تر و هوشیارتر است، بر در کندو مى‏ایستد و هر زنبورى که عبور مى‏کند دهانش را مى‏بوید، اگر بوى بدى از او بشنود مى‏فهمد که از گیاه بدى استفاده کرده،پس او را دو نیم مى‏کند و بر دو کندو مى‏افکند تا زنبورهاى دیگر عبرت گیرند. علی علیه السلام نیز بر در بهشت مى‏ایستد و دهان مردم را مى‏بوید، هر کسى را که بوى دشمنى خود از او بشنود در آتش دوزخ مى‏افکند.

[ 1391/12/30 ] [ 09:54 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

انزع از ماده «نزع» است به معناى کسى که موى جلوى سر او ریخته باشد، و نیز به معناى کنده شدن و بریده شدن از چیزى است از جمله از شرک و گناه.

بطین از «بطن» است به معناى کسى که شکم بزرگ دارد، و نیز کسى که باطنش از علم سرشار است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى على، خداوند تو را و خاندان و شیعیان و دوستان شیعیان تو را آمرزیده است، پس مژده باد تو را که تو انزع بطین هستى، از شرک بریده‏اى و از علم سرشارى.

علامه سبط ابن جوزى گوید: او را بطین گویند، زیرا باطنش سرشار از علم بود، او خود مى‏گفت: «اگر برایم بالشى تا کنند(بر آن نشینم و) همانا در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم برابر یک بار شتر مطلب گویم»، و او را انزع گویند، زیرا از شرک بریده بود.

ابن اثیر گوید: در وصف امام علی آمده که او انزع بطین بود. آن حضرت موى جلو سرش ریخته بود. و گویند: معنایش آن است که او از شرک بریده بود و باطن او از علم و ایمان سرشار بود.

ابن منظور گوید: تازیان ریختگى موى جلوى سر را دوست مى‏دارند، و چنین کسى را به فال نیک مى‏گیرند.

[ 1391/10/29 ] [ 12:53 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

علی سینمده کی دیرناق یاراسی خاطرینه

بیر آزدا یات سحرون ماجراسی خاطرینه

سوسوزلار الده سو جامی دیلینده یا عباس

دخیل درگه اولوبلار سخاسی خاطرینه

سوسوزلارین چوخی دائم بو دور و برده گزور

گچولّه صاق صولا سو ماجراسی خاطرینه

خیال ایدولّه سو اولسا فقط بو خیمه‌ده وار

سویی ربابه ویرللر بالاسی خاطرینه

اوغول بو سوزلره باعث فقط سوسوزلقدی

همیشه درد سیزیلدار دواسی خاطرینه

خجالتی سنون عباس عمون چکور آرادا

گیدوب اوزاقدا گزور ئوز حیاسی خاطرینه

فقط رقیّه باجوندور گلوب گیدن یانوا

ئوزین هلاک ایدور ئوز دلرباسی خاطرینه

و بیرده سس اوجالاندا گلولّه عمّه‌لرون

توکولّه گوزیاشی قارداش بالاسی خاطرینه

گرگ سکینه‌نون آغوشینه ویرم سنی‌ده

دخیل درگه ایده ئوز آناسی خاطرینه

دیه عمو آنامون چاره‌سی گیدوب الدن

گوزین تیکوب الوه التماسی خاطرینه

او خالی مشک‌لره دقّتیله بیر باخسان

و لو اولا ایکی قطره شفاسی خاطرینه

توکک بوغازینه راحت گیدوب گله نفسی

ربابون آه دل بینواسی خاطرینه

بالق تک آغزوی تزتز آچوب چخاتما دیلون

ئورگیمون بو ساغالماز یاراسی خاطرینه

من آلتی آی سنه صود ویرممیش غذا یمدیم

باغشلا بو گجه نی غم هواسی خاطرینه

یقین فراتیده ناله ایدور سوسوزلقوا

یاتانموسن او فراتون صداسی خاطرینه

فرات سهلیدی داغ داش یانار سنون حالوا

بو لشگرون عمل نارواسی خاطرینه

چوخ ایستورم آنالار ایچره تک رباب آنووی

بیر امتحان ایده‌لر، مدّعاسی خاطرینه

گوزوم پیاله سینه بیر پیاله سو ویره‌لر

ویرم بو گوزلروی عمرون بقاسی خاطرینه

شاعر: استاد منزوی

[ 1391/09/14 ] [ 08:53 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (1) ]

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

[ 1391/08/30 ] [ 08:45 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

بر روح تمام شیعیان تیغ زدند

بر مردترین مرد جهان تیغ زدند

خورشیدبه سینه، ماه برسر می‌زد

انگاربه فرق آسمان تیغ زدند

سالروز شهادت امام علی(ع) تسلیت باد

[ 1391/05/20 ] [ 14:45 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

مژده که شد ماه مبارک پدید

به عاصیان وعده‌ی رحمت رسید

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت‌های پذیرفته شده برایتان آرزومندم...

[ 1391/05/02 ] [ 00:23 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

خداوندا رسان از ما سلامش

به گوش ما رسان یارب کلامش

به سوز سینه‌ى مجروح زهرا

نما تعجیل در امر قیامش...

عید شما مبارک

[ 1391/04/15 ] [ 01:23 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

آز قالدی کی دعواده یتسون خطر عباسه

قان گوزلرینی دوتموش وئرمور خبر عباسه

قوللار قلم اولموشدی قان گوزلره دولموشدی

آغلاردی مدارینده شمس و قمر عباسه

صاق گئتدی کسر گئتدی صول گئتدی سپر گئتدی

باش کاسه‌سی اولموشدی تنها سپر عباسه

دورت سمتدن اوخ دگدی بیر آخ دئمدی والله

دیل یاره‌لری اولدی اوخدان بتر عباسه

کسدی قباقین ناگه بیر غول قوی پیکر

بیر آهن عمود آلتدا سالدی نظر عباسه

سسلندی، علی اوغلی نه گلدی او قوللاره

بو سوز یارالاردان چوخ، ائتدی اثر عباسه

ناگه او عمود آهن گزدی باشی اوستونده

جان جان دئدی زهراده والا گهر عباسه

زین اوسته ابوالفضلی بیر صاق صولا ترپتدی

لایلای چالینور گویا شوریده سر عباسه

بو واقعه واللّهی زهرایه گران گلدی

یر گوی هامی قان آغلار دشمن گولر عباسه

شاعر: استاد منزوی

[ 1391/03/31 ] [ 22:28 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

آیه 12 سوره حجرات: یَّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ وَلاَ یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضاً اءَیُحِبُّ اءَحَدُکُمْ اءَن یَاءْکُلَ لَحْمَ اءَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّاللّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از بسیارى از گمان‌ها دورى کنید، زیرا بعضى گمان‌ها گناه است(و در کار دیگران) تجسّس نکنید و بعضى از شما دیگرى را غیبتنکند، آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد! پس آن را ناپسند مى‌دانید و از خداوند پروا کنید، همانا خداوند توبه پذیرمهربان است.

آنچه که زندگی انسان را از سایر حیوانات متمایز‌ ‌می‌کند و به آن رونق و حرکت و تکامل می‌بخشد، روحیه ‌همکاری گروهی است و این در صورتی‌ ‌امکان‌پذیر است که اعتماد و خوش‌بینی بر همگان حاکم باشد و افراد به دور از ‌هر گونه سوءظن‌ ‌و بدگمانی باشند، چرا که سوءظن اساس اعتماد متقابل را درهم‌ می‌کوبد، پیوندهای تعاون را از‌ ‌میان ‌برداشته و روحیه اجتماعی بودن را تضعیف می‌کند.‌

در زندگی فردی نیز اگر‌ ‌انسان با افکار منفی یعنی احساس ناتوانی و خودکم‌بینی همراه باشد در حقیقت سیستم‌ ‌دفاعی خود را علیه خویش فعال نموده و زمینه‌ساز شکست درونی خویشتن می‌شود‌، ‌به عبارت دیگر همه ‌ما اگر به طور مداوم اندیشه‌ها و افکار منفی را در سر بپرورانیم‌ ‌و از کاه، کوهی بسازیم و تمام رفتارهای دیگران ‌را حمل بر دشمنی و تحقیر نماییم،‌ ‌به تدریج این افکار منفی بر ما مسلط می‌شود و ناخود‌آگاه بخش عظیمی از ‌توانایی‌های‌ ‌بالقوه و بالفعل خود را هدر می‌دهیم و در نتیجه بی‌حوصله، افسرده، عصبی و ناتوان‌ ‌می‌شویم، همه ‌چیز و همه‌کس در نگاه ما منفی، غم‌انگیز و ناامیدکننده خواهد بود و از‌ ‌آنچه داریم هیچ لذتی نمی بریم و احساس ‌خوبی هم نداریم.

بنابراین، بدبینی سرچشمه‌ ‌همه ناراحتی‌های روحی و روانی و موجب اضطراب و نگرانی ‌است و شخص بدبین، بیشتر از‌ ‌دیگران غمگین، خود خور و ناراحت است و به علت گمان‌های بدی که درباره‌ ‌اشخاص و‌ ‌پدیده‌ها دارد، بسیار در رنج و عذاب درونی است.‌ ‌در نتیجه از همنشینی با دوسـتـان و رفـت و آمـدهـای‌ ‌مـفید اجتناب می‌ورزد و به تنهایی و عزلت بیشتر تمایل دارد و ‌از شادی و نشاط روحی‌ ‌بی‌بهره است و شاید کار به جایی برسد که از همه‌ کس و همه‌ چیز هراس پیدا می‌کند و‌ ‌هر تحرکی را از سوی هر کس به ضرر خود می‌بیند و چنین تصورمی کند که همگان کمر به‌ ‌نابودی و حذف او ‌بـسـته‌اند.‌‌

انسان بدگمان در اثر دوری از مـعــاشــرت‌هــای ســودمـنـد و‌ ‌فـاصـلـه گـرفـتـن از دیگران، از تکامل و رشد فکری باز ‌می‌ماند و همیشه تنهاست و از‌ ‌تنهایی رنج می‌برد و از کمترین صفای روحی برخوردار نیست.‌ ‌آن‌که زندگی‌اش همراه‌ ‌با سوء ظن است همیشه در دل به بدگویی و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که ‌برخی‌ ‌از علمای اخلاق از سوء ظن به عنوان غیبت قلبی و باطنی نام برده‌اند.‌

همچنین در‌‌جمعی که دیدگاه‌های منفی و گمانه‌زنی‌های بی‌دلیل در مورد دیگران امری رایج و عادی‌ ‌در اذهان ‌عموم افراد باشد، دوستی و الفت از میان آنها رخت بر می‌بندد و حجم غیبت به‌ ‌سبب بدگمانی افزایش می‌یابد.

بدگمانی و سوءظن نوعی ستمگری در حق دیگران است و‌ ‌باعث افزایش ترس میان آحاد جامعه می‌شود زیرا مردم ‌پیوسته در هراس‌ می‌باشند که مبادا بی‌‌دلیل در معرض اتهام قرار بگیرند و آبـروی‌شـان بـه مـخـاطـره بـیـفـتد. پس بدبینی ‌بزرگترین‌ ‌مانع همکاری‌های اجتماعی، اتحاد و پـیـوستگی دل‌هاست و سبب گوشه‌گیری، تکروی و‌ ‌خودخواهی ‌انسان‌ها می‌شود وچه بـسـا افـراد ارزنـده‌ای کـه مـی‌توانستند منشاء کـارهـای‌ ‌مـهم و ارزشمند باشند، اما براثر بدگمانی ‌خود یا بدگمانی دیگران نسبت به آنها از‌ ‌پیشرفت و ترقی بازمانده‌اند.‌ ‌

راهکارهای‌ ‌رهایی از سوء‌ظن و بدبینی:

ممکن است گفته شود که گمان خوب یا بد یا‌ ‌به اصطلاح مثبت‌نگری یا منفی‌نگری امری اختیاری نیست، بنابراین ‌چگونه می‌توان از آن‌ ‌جـلــوگـیــری کــرد؟ در هـمـیـن راسـتـا تـوصـیـه‌هایی از سوی علمای اخلاق بیان گردیده که به اختصار‌ برایتان بازگو می‌کنیم:

1- منظور از نهی از سوء‌ظن، نهی از ترتیب‌ ‌اثر دادن به آن است، یعنی هرگاه گمان بدی نسبت ‌به شخصی مـسـلـمان در ذهن پیدا شد در عمل‌ ‌نباید کوچکترین اعتنایی به آن کرد، یعنی نحوه تعامل خود را تغییر ‌ندهیم. بنابراین‌ ‌آنچه گناه است ترتیب اثر دادن به گمان بد می‌باشد.

2- پرهیز از همنشینی با‌ ‌افراد ناپاک و ناسالم و نامتعادل، زیرا انسان بر اثر همنشینی با آنها از ویژگی‌های‌ ‌اخلاقی ایشان تأثیر می پذیرد و کم‌کم به افراد خوبی که با او همرنگ و هم‌عقیده‌ ‌نیستند، بدبین می‌شود.

3- کنترل مجاری ادراکات، چرا که قرآن کریم در آیه 36 سوره اسراء تمام مجاری‌ ‌فهم انسان را مسئول دانسته است. پس قطعا‌ً چشم و گوش ودل ‌همگی مسئول‌ می‌باشند.‌ ‌اگر کنکاشی در علل پیدایش سوءظن داشته باشیم می‌بینیم که ادراکــات حـسـی و بـالاخـص‌ ‌دیـدنـی‌هـا و ‌شنیدنی‌های ما در شکل دادن افکار و تخیلات ما سهم به سزایی دارند، در نتیجه‌ ‌یکی از بهترین راههای تدبیر ‌خواست‌‌ها و تسلط بیشتر بر خود و پیروزی بر خواهش نفسانی‌ ‌و وسواس شیطانی در مورد متهم کردن دیگران، ‌مهار ادراکات و بیش از همه مهار چشم و‌ ‌گوش است.

4- توجه به آثار بد منفی نگری و سوء ظن و دقت در آیات و روایاتی که‌ ‌سوء ظن را تقبیح کرده و به حـسـن ظن ‌تشویق نموده‌اند. شایان ذکر است، هیچ‌کس‌ ‌نباید کاری کند که مردم به او ســوءظــن پـیـدا کنند و سخن پایانی این‌که از بــارزتــریــن نـشـانـه‌های نابسامانی روحی و روانی، سوءظن و بـدگمانـی است. همچنان‌که ‌پیامبر(ص) در این مورد فرمودند: از ظن و گمان پرهیز کنید زیرا کـه ظن و ‌گمان، دروغ ترین سخنان است.‌

منبع: سایت عصر ایرانwww.asriran.com/fa/news/85221

[ 1391/02/19 ] [ 20:03 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

نحل زنبور عسل را گویند. شاعری عرب سروده است:

ولایتی لامیر النحل تکفینی

عند الممات و تغسیلی و تکفینی

و طینتی عجنت من قبل تکوینی

من حب حیدر کیف النار تکوینی

ولایت و دوستى من با امیر نحل، در وقت مرگ و غسل و کفن مرا کفایت مى‏کند؛ سرشت من پیش از آفرینشم با دوستى حیدر آمیخته، پس چگونه آتش مرا خواهد سوخت؟

علامه سبط ابن جوزى گوید: مؤمنان به زنبور عسل می‌مانند، زیرا زنبور عسل چیز پاکیزه مى‏خورد و چیز پاکیزه مى‏نهد،و على امیرمؤمنان است(تذکره الخواص/5).

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: محققاً شما در میان مردم مانند زنبور عسل در میان پرندگان هستید. اگر پرندگان از محتواى درون زنبور عسل با خبر بودند یک زنبور عسل باقى نمى‏ماند و همه را مى‏خوردند، همچنین اگر مردم را از محبتى که شما از ما خاندان در دل دارید با خبر مى‏شدند شما را با زخم زبانهاشان مى‌خوردند و در نهان و آشکار به شما ناسزا مى‏گفتند. خداوند رحمت کند بنده‏اى از شما را که بر ولایت ما باشد.

[ 1391/01/30 ] [ 20:45 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

ژرفای اقیانوس شخصیت علی‏ علیه السلام را دسترس نیست و ابعاد عظیم شخصیت آن چهره بی‌بدیل تاریخ، یافتنی‏نیست. مولا علیه السلام القاب و اوصاف بسیاری دارد که هر کدام، اشاره‏ای دارند به بُعدی از ابعاد والای علمی، عملی، فرهنگی، اجتماعی، معنوی و سیاسی شخصیت او. بسیاری از این القاب، به روزگار پیامبر خدا شناخته شده بود و امام را بدان‌ها خطاب می‏کردند. 

برخی از این القاب چنین‏اند: «أعلمُ الأمّة»، «أقضَی الأمّة»، «أوّلُ مَن أسلَمَ»، «أوّلُ مَن صلّی»، «خیر البشر»، «أمیرالمؤمنین»، «امام المتّقین»، «سیّد المسلمین»، «یعسوب المؤمنین»، «عمود الدین»، «سیّدالشهداء»، «سیّدالعرب»، «رایة الهدی»، «باب الهدی»، «المرتضی»، «الولیّ»،  «الوصیّ»، «امیر النحل»، «الأنزع البطین»، «یعسوب الدین»، «ابوتراب» و... .

در میان القاب علی علیه السلام، دو لقب از بقیه مشهورتر است: امیرالمؤمنین و وصی. من در این پست و پست‌های بعدی سعی خواهم کرد در مورد این القاب مطالبی را به طور خلاصه جمع‌آوری و برای دوستان عزیزم بیان نمایم.

[ 1390/12/27 ] [ 13:19 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

نخل‌ها تشنه‌ی شط العرب زمزم تست

تشنگی بر لب تب سوخته‌ی علقم تست

خیمه در آن طرف سدره بر افراشته‌ای

هشتمین باغ جنان منتظر مقدم تست

می‌وزد از نفس گرم صبا عطر بهشت

باد خود زنده‌ی جاوید مسیحا دم تست

ای که با زخمه‌ی زخمت شده هستی به سماع

کربلا پرده‌ای از سمفونی اعظم تست

لاله‌ها از دل گودال سر آورده برون

دشت‌ها پر شفق از تابش جام جم تست

کیست این تشنه‌ی سودا زده‌ی بحر به دوش؟

که دو دست قلمش سبزترین پرچم تست

ای سفر کرده! پس از کوچ غریبانه‌ی تو

زینب در به درت آینه‌دار غم تست

ای که در خاتم انگشتری‌ات نقش وجود!

کربلا شعله‌ای از شعشعه‌ی خاتم تست

شاعر: کاظم نظری بقا

[ 1390/11/28 ] [ 23:10 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

ای نگار روحانی، خیز و پرده بالا زن

در سرادق لاهوت کوس لا و الا زن

در ترانه‌ی معنی دم ز سر مولا زن

وان گه از غدیر خم باده‌ی تولا زن

    

تا ز خود شوی بیرون، زین شراب روحانی

     

در خم غدیر امروز باده‌ای به جوش آمد

کز صفای او روشن جان باده‌نوش آمد

وان مبشر رحمت باز در خروش آمد

کن صنم که از عشاق برده عقل و هوش آمد

     

با هیولی توحید در لباس انسانی

        

حیدر احد منظر، احمد علی سیما

آن حبیب و صد معراج، آن کلیم و صد سینا

در جمال او ظاهر سر علم الاسما

بزم قرب را محرم، راز غیب را دانا

         

ملک قدس را سلطان، قصر صدق را بانی

      

خاتم وفا را لعل، لعل راستی را کان

قلزم صفا را فُلک، فُلک صدق را سکان

اوست قطبی از اقطاب، اوست رکنی از ارکان

ممکنی است بی‌ایجاب، واجبی است بی‌امکان

      

ثانی ایست بی‌اول، اولی است بی‌ثانی

      

در غدیر خم یزدان گفت مر پیمبر را

کز پی کمال دین شو پذیره حیدر را

پس پیمبر اندر دشت بر نهاد منبر را

برد بر سر منبر حیدر فلک‌فر را

       

شد جهان دل روشن زان دو شمس نورانی

       

گفت: بشنوید ای قوم! قول حق تعالی را

هم به جان بیاویزید گوهر تولا را

پوزش آورید از جان، این ستوده مولی را

این وصی برحق را، این ولی والا را

      

با رضای او کوشید در رضای یزدانی

      

اوست کز خم لاهوت نشئه‌ی صفا دارد

در خریطه‌ی تجرید گوهر وفا دارد

در جبین و جان پاک نور کبریا دارد

در تجلی ادراک جلوه‌ی خدا دارد

      

در رخش بود روشن رازهای رحمانی

     

کی رسد به مدح او وهم مرد دانشمند

کی توان به وصف او دم زدن ز چون و چند

به که عجز مدح آرم از پدر سوی فرزند

حجت صمد مظهر، آیت احد پیوند

       

شبل حیدر کرار، خسرو خراسانی

       

پور موسی جعفر، آیت‌اله، اعظم

آن‌که هست از انفاسش زنده عیسی مریم

در تحقق ذاتش گشته خلقت عالم

آفتاب کز رفعت بر فلک زند پرچم

      

می‌کند به درگاهش صبح و شام دربانی

       

عقل و وهم کی سنجد اوج کبریایش را

جان و دل چسان گویند مدحت و ثنایش را

گز رضای حق‌جویی رو بجو رضایش را

هر که در دل افرازد رایت ولایش را

     

همچو خواجه بتواند دم زد از مسلمانی

ملک الشعرای بهار

[ 1390/10/30 ] [ 22:59 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

[ 1390/09/04 ] [ 17:31 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

کیم دیلده حسین آدین ایدوب اَزبَر آپاردی

قبره الی بوش گیتمدی بیر گوهر آپاردی

تپراقدا خیانت ایلمز عشق حسینه

قبر ایچره بولر گوهر جان پرور آپاردی

چوخ گورمشوخ عالمده ئولن وقته حسین‌چی

قبره نه جلالیله اونی اِللّر آپاردی

گیت مجلس ترحیمینه باخ جاه و جلاله

گور عشقیدی یا مسئله دیگر آپاردی

بو عشق قمارینده بلی هیچ کیم اوتوزماز

اوّل اوتوزندا گوروسن آخر آپاردی

هر کیم کی جوان عمرینی بو یولدا اوتوزدی

آخر بله گوردوک آقادان نوکر آپاردی

هر کیم کی بو درگهده قوجالدوقجا اوجالدی

باشی آغاران رتبه‌ی والاتر آپاردی

چوخ آغ گونه چخدی قره تپراقلارون آلتدا

هر کس قره دسمالیلن اشک تر، آپاردی

فکر ایلمه‌سن آغلادون اشگون هدر اولدی

زر قدرینی از بس تانیدی زرگر آپاردی

سن گورموسن امّا دولانور شیشه‌‌سی الده

گوز یاشلارینی فاطمه‌ی اطهر آپاردی

خولی‌نون عیالینه خانم گورنه بیوردی

بو اشگون امانتدی امانت گر آپاردی

چون اوغلوما سن آغلادون الان ئوز ایونده

بو خاطره‌نی فاطمه تا محشر آپاردی

استاد رحیم منزوی

[ 1390/09/03 ] [ 01:24 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

باخدی چون اکبری‌نین نیزده لیلا اوزونه،

گوردی زلفی توکولوب چون شب یلدا اوزونه،

گلدی شوره دئدی: ای شمع شبستانیم اوغول،

یئتمه‌دین کام مراده مه تابانیم اوغول،

حشره تک دیلده قالیب چخمادی بو جانیم اوغول،

گلمه‌ییدی آنان، ای کاش، بو دونیا اوزونه

ای صبا! بیرجه اس، اول زلف پریشانی داغیت،

خانمان دل ویرانه‌ی لیلانی داغیت،

دلی ویرانه‌ی لیلا کیمی دونیانی داغیت،

قویما دوشسون داخی اول زلف سمن‌سا اوزونه

چون کنار ائتدی صبا زلف شکن پر شکنی،

گورونوب هاشمی خال ایله خط والحسنی،

محو اولوب جمله‌سی توکدویئده دف، دائره‌نی،

بیر باخیب اکبره، بیر باخدیلا لیلا اوزونه

قاشلارین طاغی اوغول سوره‌ی یاسین اوخویور،

باخسا هر کیم اوزونه آیه‌ی تحسین اوخویور،

اهل قرآندی بولار جمله‌سی «طا- سین» اوخویور،

نئجه چکدیله قیلینج مظهر «طاها» اوزونه؟

دئدیلر کیمدی بو عورت بیزی نالان ائله‌ین،

یوخسا لیلادی بو مجنون کیمی افغان ائله‌ین،

سنی، ای تازه جوان قانینا غلطان ائله‌ین،

نئجه محشرده باخار حضرت زهرا اوزونه؟

ائتدیلر چاه زنخدانینا حسرتله نظر،

زر خرید اولماق اوچون بیر- بیرینه وئردی خبر،

توکدولر شمعِ زلیخالاری چون اشک بصر،

باخدیلار حسرت‌ایله یوسف بطحاء اوزونه

عارضین صفحه‌ی انجیل خداوند ودود،

نیزه باشیندا باشین هم اوخویور سوره‌ی هود

دئیه‌سن نیزه آیاغیندا دوروب قوم یهود،

دارین اوستونده باخیرلار هامی عیسی اوزونه

مظهر حسننه عنبر رخ آلیندی سنین،

آیه‌ی «شمس ضحا» مهر جمالیندی سنین،

سوره‌ی «نون- قلم» هاشمی خالیندی سنین،

کاکلین پرده چکیب لیلة الاسرا اوزونه

باشداکی شور شهادتدی سنین تاجین اوغول،

عارضین کعبه، حرملر هامی حجاجین اوغول،

رفرفین نیزه مبارکدی بو معراجین اوغول،

قاشلارین قبله‌دی «قوسین او ادنی» اوزونه

گه اوزون آئینه‌ی مصحف و تورات و زبور،

آتش طور تجلّادی جمالیندا ظهور،

مصر دیر شام بو قبطی‌لره، یا وادی طور،

آل فرعون گلیب باخماغا موسی اوزونه

«صابرا» هر ایل عزا ساخلا علی اکبره سن،

کربلاده گلیب آغلا، او شهِ داوره سن،

گل قیامتده بو جمع ایله صف محشره سن،

قالما حسرت ایکی دونیاده بو مولا اوزونه

میرزه علی اکبر صابیر

[ 1390/08/30 ] [ 21:23 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

 

عرصه‌ی عالمین یئنه وضعی بلالی گورسه‌نیر،

یوخسا ثباتِ عالمین حینِ زوالی گورسه‌نیر!

آینه‌ی جهاندا بیر سرعتیِ غم نماله‌نیر،

وقعه‌ی نوح دور مگر کیم یئنه ابتداله‌نیر؟

یوخسا سنینِ عالمین گونلری انتهاله‌نیر؟

یاکی، مهِ محرّمین تازه هلالی گورسه‌نیر،

ای افق، اولما منجلی عرصه‌‌ی فاجعات اوچون،

ائتمه عیان هلالینی ماتمِ کاینات اوچون،

تیغ جفایه کسمه بو تشنه‌لری فرات اوچون،

نهر فراته باخ، نئجه ماء زلالی گورسه‌نیر!

آی آچیلان صباخِ غم، شام اول آچیلما بیر زمان!

یثرب و مکه سرورین سالما بلایه، الامان!

گرچی عراقه جلب ائدیر میرِ حجازی کوفیان،

لیک بو یولدا اونلارین اوزگه خیالی گورسه‌نیر!

گئتمه، دور، ای قطار غم! گور اوجالان نوالری،

چکمه دیار غربته بو وطن آشنالری،

دوز دئییل اهل کوفه‌نین عهدلری، وفالری،

عهد شکن‌دیر عاقبت، گرچی وفالی گورسه‌نیر!

گریه‌ی زاریم ائتمه‌دی عالمی غرق اشک تر،

جانِ جهانی توتمادی آتشه، اودلانان جگر،

باشلا فغانه باری، ای بولبولِ طبعِ نوحه‌گر،

سنله بلالی «صابرین» باشی بلالی گورسه‌نیر

میرزه علی اکبر صابیر

[ 1390/08/30 ] [ 21:21 ] [ N_Behzad ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در صورت داشتن نظر، پیشنهاد و انتقاد به رایانامه(ایمیل) اینجانب sdoa@chmail.ir اعلام فرمایید.
قبلاً از دقت نظر شما کمال تشکر را دارم.
بهزاد ناقل
برگه ها
1
ساعت و اوقات شرعی
تاریخ روز
عیـد سعید غدیر
روزشمار غدیر
پخش زنده حرم ائمه اطهار
آمار سایت
تعداد بازدیدها: 17907